محمد رضا واليزاده معجزى

761

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

ويران ، ماليات‌ها معوق ، مأمورين غرق در فساد و رشوه و ارتشاء . از صنايع و فرهنگ اثرى نبوده غير از تعدادى دبستان به سبك جديد در پايتخت و شهرهاى بزرگ . هرچند ماه دولتى روى كار مىآمد و مشكلى بر مشكلات مىافزود و با بدنامى مىرفت و هزارها نفرين در بدرقه آن . شاه مأيوس ، مجلس بيكاره ، دولت نالايق ، همه در يك حالت خمود و جمودى كه حكايت از يأس و نااميدى مىكرد به سر مىبردند . اين وضع ايرانيان بود و اما وضع لرستان از بد هم بدتر . آتش نفاق و اختلاف در همه‌جا روشن ، بيرانوندها دائما با قوام الدوله در جنگ و ستيز بودند و شرح اين مجادلات در بعضى از كتابها آمده و امير احمدى مقدارى از آن را با قلم خواجه نورى در بازيگران عصر طلايى بيان داشته [ است ] . در اليشتر كشمكشى سخت فىمابين امير منظم و ساير خوانين ايجاد شد و روزى نبود كه به همديگر حمله نياورند . امير منظم كه با جمعى از خوانين در نهاوند بود اواخر بهار به اليشتر مراجعت كرد . امير اشرف با دورويى از طرهان به خرم‌آباد آمد و از خرم‌آباد به‌طرف اليشتر حركت كرد مخالفين امير منظم با هلهله شادى به استقبال رفتند و در كاريز كوليوند مستقر گرديد [ ند ] . بعد از چند روز مصلحين در وسط آنها افتاده و موجبات اصلاح و سازش فىمابين آنها را فراهم آوردند كه اين دو سردار بتوانند با فراغت و آسودگى بيشتر مردم را بلا مزاحم از هستى ساقط و چوب گدايى به دست همه بدهند . بالاخره خواهر امير منظم را كه پيرزنى از دست رفته و « لا يرجون النكاح » « 1 » بود به يوسف خان امير بهادر ، وزير و همه‌كاره امير اشرف تزويج كردند و از آن طرف مسعود خان رئيس طايفه يوسفوند هم فرار كرده نزد مير صيد محمد خان پدرزنش كه وزير والى پشتكوه بود رفت . امير اشرف بعد از صلح با امير منظم به دلفان رفت و خوانينى كه در جبهه مخالف او بودند از ترس متوارى شدند . امير اشرف بعد از دو ماه توقف در دلفان به طرهان رفت . اوضاع سلسله روزبه‌روز وخيمتر مىشد و هركس در هركجا بود براى حفظ جان خود جان‌پناهى ساخته بود كه هر موقع احتياج پيدا كرد از آن استفاده كند و به اصطلاح همه مردم در حال « آماده باش » به سر مىبردند و در هر آبادى برجهايى ساخته شد . حكومت عضد السلطان سال‌هاى 1339 تا 1340 ه ق . اوايل بهار شاهزاده عضد السلطان به حكومت لرستان و بروجرد منصوب و به بروجرد وارد شد . شاهزاده مزبور بر خلاف اسلاف خود زياد دم از اصلاحات و نظم و آرامش و بذل توجه و عنايت

--> ( 1 ) . [ اميدى به ازدواج او نمىرفت . ويراستار ]